تبلیغات
YARAN
YARAN
قالب وبلاگ

نام کامل: ریکاردو ایزکسون دوس سانتوس لیته ملقب به کاک

محل تولد: برازیلیا، ایالت دیستریتو، برزیل

تاریخ تولد: 22 آوریل 1982

 قد: 86/1 -  وزن: 73

پست سازمانی: هافبک تهاجمی، مهاجم کاذب

آغاز و خانواده


ریکاردو 27 سال پیش در برازیلیا بدنیا آمد. پدرش مهندس عمران بود و پس از وی صاحب پسر دیگری نیز شد که او را رودریگو نام گذارد. لقب کاکا را رودریگو به وی داد. در 18 سالگی حادثه سقوط ناقص از روی تخته پرش استخر برای ریکاردو رخ داد که طی آن دچار شکستگی مهره ستون فقرات شد و این به معنای پایان آرزوی فوتبالیست شدن او بود! اما به گفته خودش عیسی مسیح معجزه کرد و ریکاردو سلامت خود را بدست آورد. از آن زمان رودریگو برادر بزرگتر را کاکا صدا کرد که در زبان پرتغالی به معنی معجزه یا جادوست. هر دو برادر فوتبالیست شدن را نهایت رویاهای کودکی می دیدند. رودریگو پس از حضور در تیم جوانان میلان، هم اکنون در تیم دسته دومی ریمینی ایتالیا بازی می کند و لقب دیاگو را برای خود انتخاب کرده است. ریکی نوجوان که با این اسم بین هم تیمی هایش نامیده می شود از تیم محلی آلفاویل شروع می کند، ریکاردوی 7 ساله با این تیم به فینال بازی های محلی می رسد و خیلی زود توسط استعدادیابان باشگاه مشهور سائوپائولو شناسایی می شود.

                  



حرفه ای با سائوپائولو


هشت سالگی ریکی خوش یمن بود. او به آکادمی فوتبال سائوپائولو می پیوندد و در کنار تحصیل بصورت کلاسیک فوتبال می آموزد. 7 سال بعد در سن پانزده سالگی نخستین قرارداد حرفه ایش را با سه رنگها – لقب سائوپائولو- می بندد. بلافاصله بهمراه تیم نوجوانان باشگاه قهرمان جام کوپا دو جونویل می شود. از ژانویه 2001 با تیم جوانان سائوپائولو در 27 بازی ظاهر شده و 12 گل به ثمر می رساند. با این درخشش خیلی زود به تیم اول باشگاه راه می یابد و نقشی تعیین کننده پیدا می کند، اوج این طلوع در فینال جام منطقه ای ریو- سائوپائولوست که کاکای جوان بعنوان بازیکن جانشین وارد مسابقه شده و با زدن 2 گل، بازی یک بر صفر باخته به بوتافوگو را تبدیل به پیروزی و قهرمانی تیمش می کند، حالا همه ریکاردوی جوان را می شناسند. در همان فصل 10 گل در 22 بازی انجام داده برای تیم اول باشگاه در کارنامه اش ثبت می شود. حتی حادثه تلخ شکستگی مهره های ستون فقرات نیز نتوانست مسیر سرنوشت ریکی را عوض کند بلکه او را تبدیل به کاکا کرد و در 58 بازی برای سائوپائولو 23 بار گلزنی کرد. کاکای جوان خیلی زود توسط باشگاه های اروپایی رصد شد.

درخشش اروپایی با آث میلان


کاکا سال 2003 به اروپا رسید. با مبلغ 5/8 میلیون یورو به سرخ و سیاه پوشان میلان پیوست. کمتر از یکماه به تیم اول میلان راه یافت و نخستین بازی در سری A در مقابل آنکونا قرار گرفت که با پیروزی دو بر صفر میلان همراه شد و این آغاز فصلی رویایی برای کاکا بود. در30 بازی، ده گل به ثمر رساند و همراه روسونری ها قهرمان اسکودتو و سوپرجام اروپا شد. آن روزها کاکا وظیفه پشتیبانی از مهاجم اول تیم یعنی آندری شوچنکو را بعهده داشت و با پاس های طلایی بارها باعث گلزنی شوا شد. فینال لیگ قهرمانان اروپا در فصل 5-2004 بدترین خاطره کاکا در میلان بود، جاییکه یاران وی بازی سه هیچ برده را در پنالتی به لیورپول باختند ولی بازهم کاکا بعنوان بهترین هافبک تورنمنت انتخاب شد. سال 2006 با هت تریک های پیاپی برای کاکا همراه بود. 9 آوریل در لیگ ایتالیا مقابل کیوو هت تریک کاکا آغاز شده و در لیگ قهرمانان برابر اندرلخت بلژیک ادامه می یابد. با جدایی شوچنکو در فصل 7-2006 به قصد چلسی، وظیفه کاکا در تیم سنگین تر می شود و بین خط هافبک تا حمله و گلزنی گسترش پیدا می کند. در همان زمان با درخشش در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا برابر منچستریونایتد و به ثمر رساندن دو گل حساس برای روسونری، میلان را به فینال رهنمون می کند. و بالاخره وقت انتقام فرا می رسد، 23 می 2007 فینال با لیورپول تکرار می شود. گلی نمی زند ولی پاس گل دوم را برای اینزاگی مهیا می کند و شیرینی قهرمانی اروپا را همراه با انتقامی سخت از قرمزهای آنفیلد می چشد. زیبایی های سال 2007 برای کاکا در 30ام اوت ادامه می یابد، وی بعنوان بهترین بازیکن و فوروارد اروپا انتخاب می شود. 5 اکتبر بهترین بازیکن سال فیفا هم کاکاست و در دوم دسامبر2007 با دریافت بالن د اور – توپ طلای فرانس فوتبال- جلوتر از کریستیانو رونالدو،افتخاراتش را تکمیل می کند. اما فصل 8-2007 برای او با افت محسوسی همراه است و دلیل آن هم بی گمان افت کلی آث میلان است که درگیر پرونده رسوایی تبانی در ایتالیا می شود و کسر امتیاز از این تیم کمر روسونری را می شکند و همین عوامل بر بازی تمام ستاره های تیم از جمله کاکا هم تاثیر می گذارد. در 29 فوریه 2008 قرارداد خود را تا سال 2013 با میلان تمدید می کند ولی ...
 
کارنامه ملی با برزیل
 
اولین بار با تیم ملی جوانان برزیل در جام جهانی جوانان 2001 شرکت می کند ولی توسط غنا در نیمه نهایی شکست می خورند. 31 ژانویه 2002 در بازی دوستانه با بولیوی اولین بازی ملی با تیم اصلی برزیل را تجربه می کند. عضوی از تیم ملی برزیل که قهرمان جام جهانی 2002 می شود، است اما فقط 25 دقیقه بازی به وی می رسد. کاپیتانی تیم ملی زیر 23 سال را که در جام طلایی کونکاکاف شرکت می کند را به کاکا می سپارند. سال 2005 با شرکت در تمام بازی های تیم ملی در جام کنفدراسیون ها می درخشد و همراه طلایی پوشان قهرمان می شود. جام جهانی 2006 برای کاکا خاطره ای تلخ در پی دارد، حذف توسط فرانسه و بازگشت به خانه. سال 2007 بدلیل همزمانی جام کنفدراسیون ها و بازی های میلان در لیگ ایتالیا و لیگ قهرمانان اروپا با تصمیمش برای بازی نکردن برای تیم ملی با انتقادات شدید هواداران برزیلی و حتی حملات رسانه های کشورش و هو شدن توسط تماشاگران هموطن مواجه می شود. سال 2009 با قهرمانی در جام کنفدراسیون ها و دریافت جایزه توپ طلایی و بدست آوردن عنوان بهترین بازیکن تورنمنت، موفقیت ملی جالبی را در کارنامه کاکا به جای می گذارد.
 
حاشیه ها و زندگی شخصی

 
پسر محجوب برزیلی برخلاف بسیاری از ستارگان فوتبال که دارای حاشیه های گاه زشت وناپسندی در زندگی خصوصی هستند، راه کم وبیش سالمی درپیش گرفته است. گفته می شود ده درصد حقوق ماهانه خود را در اختیار کلیسای "رناسر ام کریستو" که سالهاست عضو رسمی آن است قرار می دهد تا خرج امور خیریه شود. البته در مقابل، شایعاتی در مورد انحراف اخلاقی کاکا بویژه با چاپ تصویر عریانی از او در مجله مخصوص همجنس گرایان در برزیل به راه افتاد که با برخورد شدید و شکایت قانونی وی به سرعت این تهمت تکذیب شد. 23 دسامبر 2005 کاکا به جرگه متاهلین می پیوندد و با کارولین چلیکو در سائوپائولو ازدواج می کند. مراسم عروسی او و کارولین 18 ساله در حضور 600 میهمان انجام می شود که معروفترین آنها رونالدو، کافو، آدریانو، باپتیستا و کارلوس آلبرتو پریرا بودند. یادگاری این ازدواج پسر کاکاست که لوکا چلیکو لیته نام دارد که در دهم ژوئن 2008 بدنیا آمده است. اتکا به خداوند و پیروی از مسیح از ویژگی های بارز کاکاست بطوریکه معمولا توصل جستن به عیسی بر روی تی شرت هایی که می پوشد نقش بسته است. اسپانسرهای تبلیغاتی کاکا که درآمد سرشاری را برایش به ارمغان می آورند، آدیداس، ژیلت، ارمنی و دولچه و گابانا هستند که رسما پشتیبانی مالی وی را برعهده دارند. کاکا در سال 2007 توسط مجله تایم جزء صد چهره تاثیرگذار بین مردم جهان انتخاب شد.
 
و سرانجام رئال مادرید


 کاکا در 13 ژانویه 2009 فرصت داشت تا با امضای قرارداد پیوستن به باشگاه منچسترسیتی به گرانترین فوتبالیست تاریخ مبدل شود. مبلغ این انتقال 100 میلیون پوند بود که با واکنش های گوناگونی روبرو شد. اومبرتو گاندینی رئیس باشگاه میلان اعلام کرد که درصورت توافق کاکا و من سیتی، روسونری مانع این انتقال نمی شود ولی این موضع گیری هواداران میلانی را بسیار خشمگین کرد که حتی باعث تجمعات اعتراض آمیزی در مقابل سان سیرو شد. کاکا اعلام کرد که اگر باشگاه او را نخواهد بفروشد، می ماند و از رویای کاپیتانی میلان در آینده گفت! سرانجام در 19 ژانویه سیلویو برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا که مالک باشگاه میلان نیز است بطور رسمی این انتقال را مردود دانست و به ماجرا پایان داد. اما تابستان امسال با انتخاب مجدد فلورنتینو پرس به ریاست باشگاه رئال مادرید، روز سوم ژوئن طی یک اعلام غافگیرانه پیشنهاد 56 میلیون پوندی مادرید به میلان برای کاکا به اطلاع عموم رسید و 48 ساعت بعد تست پزشکی کاکا در اردوی تیم ملی برزیل انجام شد و با یک قرارداد 6 ساله به سپیدپوشان سانتیاگو برنابئو پیوست. رکورد انتقال کاکا فقط چند روز دوام داشت و با ترانسفر 80 میلیون پوندی رونالدو، مقام دوم گرانقیمت ترین بازیکن فوتبال را بدست آورد. بسیاری وی را بدلیل داشتن تکنیک برزیلی و قدرت بدنی اروپایی یکی از کاملترین بازیکنان حال حاضر جهان می دانند و حتی برخی از کارشناسان کاکا را در ردیف بزرگانی همچون پلاتینی، سوکراتس، زیکو و پله قرار می دهند. حال باید به انتظار بنشینیم و شاهد چالش جدید کاکا در تیم رئال مادرید باشیم.


[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 01:22 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]


[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

فرا رسیدن سال 1391

 برشما مبارک.

 


[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 01:28 ق.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری چهارم www.pichak.net كلیك كنید


[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 05:25 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

 تأثیر مثبت موسیقی بر روح و روان کودکان و سالمندان

موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد. دانشمندان با انجام تحقیقاتی ادعا کرده‌اند افرادی که می‌توانند یک ساز موسیقی را بنوازند باهوشترند، زندگی اجتماعی بهتری دارند و در تحصیلات خود موفق‌ترند.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد افرادی که به طور منظم یک ابزار موسیقی را می‌نوازند بعد از مدتی شکل و قدرت مغز خود را تغییر می‌دهند که این عامل در نهایت می‌تواند به بهبود مهارتها و تواناییهای ادراکی آنها منجر شود. حتی نواختن موسیقی می‌تواند میزان ضریب هوشی را در میان کودکان و بزرگسالان تا 7 درجه افزایش دهد.

محققان در این باره اعلام کردند: شواهد نشان می‌دهد مغز موسیقی‌دانان از لحاظ ساختار و عملکرد با افرادی که با موسیقی آشنایی ندارند تفاوتهای زیادی دارد. نواختن موسیقی سبب می‌شود قسمتهای خاصی از مغز که وظیفه پردازش و نواختن یک آهنگ خاص را دارند تقویت شوند. این قسمتها همچنین وظایف دیگری مانند تواناییهای حرکتی، مهارتهای شنیداری و ذخیره‌سازی اطلاعات را دارند و زمانی که فردی شروع به آموختن نواختن یک ساز می‌کند این قسمتها به طور قابل توجهی رشد کرده و عملکرد آنها طی دوران آموزش روز به روز بهتر می‌شود.

لوتز جانک، روانشناس دانشگاه زوریخ، در این‌باره گفت: «آموختن موسیقی بدون شک فواید زیادی برای مغز انسان دارد تا جایی که می‌تواند ضریب هوشی (IQ) فرد را تا 7 امتیاز افزایش دهد. ما در بررسی‌های خود متوجه شدیم که حتی افراد بالای 65 سال‌ هم، 4 یا 5 ماه بعد از شروع به آموزش نواختن یک ساز تغییرات زیادی در مغزشان به وجود می‌آید. حتی چند هفته بعد از شروع آموزش موسیقی نشانه‌های مثبتی در مغز سالمندان دیده می‌شود که این تغییرات در نهایت سبب می‌شود سالمندان ابتلا به بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر را به تأخیر بیندازند و حتی از بروز بعضی از فلجی‌ها که به خاطر کاهش عملکردی مغز به وجود می‌آید پیشگیری می‌شود.»

موسیقی روی هر دو نیمکره مغزی انسان تأثیر‌گذار است و باعث تقویت هر دو بخش می‌شود. قسمتهایی از مغز افرادی که موسیقی می‌نوازند و وظیفه کنترل قدرت شنیداری، حافظه و قسمتهایی که وظیفه کنترل دستها را دارند در حین آموزش موسیقی به بهترین شکل تمرین داده می‌شوند و تقویت می‌شوند.

موسیقی به دو شکل می‌تواند به بهبود وضع جسمی و روحی فرد کمک کند به طوری که در فرد شنونده باعث تحریک واکنش‌های عاطفی و ذهنی فرد می‌شود و در فرد نوازنده که خود نیز در ایجاد موسیقی فعال است، علاوه بر تحریک عواطف موجب تقویت ارتباط جسم و ذهن شده و به هماهنگی این ارتباط در بدن کمک می‌کند. از آنجایی که نواختن موسیقی به صورت گروهی یا فردی انجام می‌شود و تأثیر آن نیز بر روح متفاوت است بنابراین تأثیر نواختن و یا شنیدن آن می‌تواند غمگین کننده، اضطراب آور یا نشاط بخش و آرام‌کننده باشد.

جانک در ادامه گفت: «در مورد کودکان ما متوجه شدیم یاد گرفتن موسیقی به آنها نظم و توجه بیشتر و برنامه‌ریزی را می‌آموزد که همه این تواناییها برای بهبود عملکرد این کودکان در طول دوران تحصیل آنها در مدرسه و دانشگاه بسیار مفید است. کودکانی که موسیقی را فرا‌می‌گیرند با سرعت بیشتری می‌توانند خود را با آموزش زبان…

دوم تطبیق دهند و کلمات را مدت زمان بیشتری در ذهن خود نگاه دارند. البته نواختن موسیقی تنها روش برای تقویت این مهارتها نیست، اما ما مطمئنیم این روش میتواند درکنار دیگر متدها کمک مؤثری به انسانها کند. زمانی که شما در حال آموزش موسیقی هستید باید نت‌های موسیقی را بیاموزید، زمانبندی‌ها را رعایت کنید و بتوانید صداها را بهتر به ذهن خود بسپارید. تقویت همین مهارتها به شما کمک می‌کند زبانهای جدید را بهتر بیاموزید و کلمات را مدت طولانی‌تری در ذهن خود به خاطر بسپارید. موسیقی آن چنان تأثیری روی انعطاف‌پذیری مغز دارد که ما به دنبال استفاده از آن برای کمک به بیماران ذهنی هستیم و تحقیقات زیادی در مورد علم موسیقی – درمانی هم‌اکنون در نقاط مختلف جهان در حال انجام است.»

از طرف دیگر، قرار گرفتن کودکان درمعرض موسیقی حال چه آنها موسیقی را بنوازند وچه به آن‌ گوش بدهند اثرات بسیار مفیدی روی قدرت شنیداری آنها دارد. محقق دونالد هاگس، استاد دانشگاه کارولینا، دراین باره گفت: «هیچ چیزی مانند موسیقی نمی‌تواند همه قسمت‌های مغزی را فعال کند. زمانی که کودکان با موسقی آشنا می‌شوند قسمت‌های زیادی از مغز آنها به طور همزمان تقویت می‌شوند که از جمله آن می‌توان به مرکز زبان‌آموزی و محاسباتی اشاره کرد. کودکانی که موسیقی گوش می‌دهند قدرت شنیداری آنها به طورقابل توجهی افزایش پیدا می‌کندکه همین عامل سبب می‌شود مهارت‌های زبان‌آموزی آنها رشد چشمگیری داشته باشد. این کودکان بهتر می‌توانند الگوهای زبانی را تقلید کرده و فراز و فرودهای خاص هر زبان را تحلیل کنند که همه این مسائل به بهترین شکل می‌توانند روی مهارت‌های زبان‌آموزی تأثیر مثبت داشته باشد.»

جالب این‌جاست که هیچ‌گاه برای آشنا کردن کودکان با موسیقی دیر نیست. تحقیقات نشان داده که کودکان حتی قبل از تولد نیز می‌توانند به صدای موسیقی گوش داده و آن را به خاطر بسپارند. کودکانی که موسیقی می‌آموزند در امتحاناتی که رابطه مستقیم با قدرت شنیداری دارند نتایج بسیار بهتری می‌گیرند. هرچه زمانی که کودکان در طول هفته به یادگیری موسیقی اختصاص می‌دهند بیشتر باشد به همان میزان قدرت شنیداری آنها نیز بیشتر است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد کودکانی که قبل از شروع امتحانات خود به موسیقی‌های اجرا شده توسط موتزارت گوش می‌دهند در امتحانات نتایج بهتری می‌گیرند. این نتایج به خصوص در درس ریاضیات بیشتر به چشم می‌خورد که نشان از تأثیر مثبت موسیقی در قدرت پردازش مغزی دارد.

موسیقی همچنین می‌تواند روی رفتار کودکان تأثیر مثبتی داشته باشد به طوری که کودکان زمانی که به شکل گروهی اقدام به آموزش موسیقی می‌کنند با مفاهیمی مانند همکاری، بردباری و نظم گروهی آشنا شده و آنها را به طور عملی می‌آموزند. نواختن موسیقی به شدت حس اعتماد به نفس کودکان را افزایش می‌دهد. زمانی که کودکی قادر به نواختن یک ساز خاص است از طرف دیگران مورد تحسین واقع می‌شود و همین عامل تأثیر بسیار شگرفی در بالا رفتن اعتمادبه‌نفس در میان کودکان دارد.


[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 10:25 ق.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

+ عکس فوق العاده خنده دار فوتبالی

فوتبال خند دار


[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 02:16 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

+ عکس خنده دار ، اگه این توپ تو صورت شما میخورد ... ، عکس فوق العاده خنده دار

عکس باحال فوتبالی


[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

+ اینم از سنجاب های امروزی !!!

عکس سنجاب قلیونی


[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 02:09 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

سر کو چه از تاکسی پیاده میشه ...آهسته به سمت خانه شان میرود...هنوز چند قدم نرفته که حضور یک نفر را پشت سرش احساس میکند. به سرعت قدمهایش اضافه میکنه که زودتر به خانه برسد...

در همین لحظه حضور سایه را پشت سرش  احساس میکند...به سوی او بر میگردد ..یک پسر حدودا ۱۷ ساله که از دهانش بوی مشروب میاد ..ترس برش میداره ...میخواد فرار کنه که آن پسر او رو به شدت هل میده ...کیفش رو محکم میگیره ...جیغ میکشه ...داد میزنه :کمکم کنید ..تو رو خدا کمکم کنید...

 پسره محکم تو دهنش میزنه .سرشو محکم به زمین میزنه...دخترک هنوز داد میزنه:کمکم کنید...از سر کوچه چند تا مرد (به ظاهر مرد) میبینه که ایستادند و نگاه میکنند.و هیچ کدوم  حتی نزدیک هم نمیشن.

بازم داد میزنه ..بازم تو دهنی میخوره ...تا اینکه بعد از چند دقیقه چشمش به یک نفر میافته که باهاش چند متر فاصله داره  ..آخرین رمقشو  تو گلوش فریاد میکنه و داد میزنه :تو رو خدا کمکم کن  منو از دست این نجات بده ...اون نزدیک میشه ...پسر مست دیگه به دختره کاری نداره ...چاقوش رو از جیبش بیرون میاره  به سمت اون مرد میره...ولی با شلوغ شدن کوچه فرار رو ترجیح میده و به سمت موتور سواری پیش میره که پایینتر ایستاده  و از اونجا دور میشه بدون اینکه از ۱۰ ...۱۵ مردی که تو کوچه ایستاده بودند حتی یک فحش بشنوه...

دخترک دلش میشکنه.... نه از اینکه این بلا به سرش اومده ...از این همه بی غیرتی ...سرشو بالا میکنه ...نه از دردی که تمام بدنش رو فرا گرفته گله میکنه ...فقط به اونایی که ایستادند میگه : یک مرد هم پیدا نمیشه ...

این مطلب یک مطلب کاملا واقعی هست ..نمی دونم چند نفر از شما که این مطلب رو میخونید به این اتفاق فکر میکنید...ولی خودتون رو یک لحظه به جای اون دختر بذارید...یا جای اون آدمای دور و برش.

من فقط میتونم بگم  این جنس مذکر(معروف به مرد) .یک دروغ محض ...بی غیرتی تا این حد... به خدا روز قیامتی هم هست ...از خدا بترسید.


[ چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]

تخت‌جمشید در دل استان فارس، یعنی میهن هخامنشیان، بنا شده است. داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م. صخره بزرگی را در حدود شمال غرب کوه مهر (= کوه رحمت) برگزید تا کوشک شاهانه‌ای بر روی آن بنا نهد، وی و پسرش خشیارشا، و پسرزاده‌اش اردشیر یکم، بناهای با شکوه تخت‌جمشید را بر آن‌جا بنا کردند. بر این نکته باید تأکید کرد که هدف داریوش بزرگ از ساختن این کوشک در سرزمین فارس، ساختن یک پایتخت اداری و سیاسی نبوده، زیرا که این مکان از مرکز دولت دور بوده، بلکه می‌خواسته است مرکزی برای تشریقات ایرانی درست کند. ارنست هرتسفلد Ernst Herzfeld که در سالهای 1930 در تخت‌جمشید حفاری می‌کرد، گفته است: «چنان می‌نماید که تخت‌جمشید جایی بوده است که به علت‌های تاریخی و علایقی ریشه‌دار در زادگاه دودمان هخامنشی ساخته شده و نگهبانی گشته و تنها در مواقع برگزاری مراسم و تشریفاتی خاص از آن استفاده می‌شده است»  بسیاری از محققان معتقدند که تخت‌جمشید تنها برای برگزاری جشن نوروز، که هم عیدی شاهی و هم جشنی دینی و هم آیینی ملی بود، به کار می‌رفت. استاد  و. لنتس W. Lentz  استدلال کرده است که داریوش بزرگ جایگاه و جهات این کوشک را بر طبق محاسبات نجومی ساخته است و محور تابش خورشید به هنگام دمیدن، در روزهای معینی از سال با محورهای عرضی و طولی تخت‌جمشید رابطه می‌یابد. از سوی دیگر کارل نیلندر  Carl  Nylanderمعتقد است که شواهدی برای برگزاری جشن نوروز در تخت‌جمشید در دست نیست و کالمیر Peter Calmeyer  نقوش تخت‌جمشید و متون یونانی را مقایسه کرده و به همان نتیجه رسیده است. عده‌ای هم با توجه به اسناد دیوانی و کاربرد برخی از بناها (مثلاً حرمسرا) و وسعت کاخ‌ها وهزینه گزافی که بر سر ساخت آن‌ها به کار رفته است، تخت‌جمشید را مرکزی سیاسی و ادرای و بازرگانی می‌دانند که تناسبی با آیین‌های مذهبی نداشته است. اما حقیقت آن است که اسناد دیوانی، هزینه‌های کارگری و سازندگی و نقش‌تراشی و نیز رفت‌و‌آمدهای پیک‌ها و مأموران دولتی در تخت‌جمشید همه به زمانی تعلق دارند که داریوش و خشیارشا و اردشیر آن‌جا را بنا می‌کرده‌اند یعنی فعالیت ساختمانی در آنجا زیاد بوده است. وجود جشن نوروز در زمان هخامنشی هم از شواهدی ثابت می‌شود (مثلاً وجود جشن مهرگان، زیرا که در نوروز درست آغاز سال و در مهرگان درست میانه سال را جشن می‌گرفته‌اند، ایجاد تقویم اوستایی، که شامل جشن‌ها منجمله نوروز می‌بوده‌ ـ در دوره هخامنشی و نیز وجود دعای مخصوص زرتشتی بسیار کهن برای نوروز، که با اعتقادات هخامنشیان پیوند ناگسستنی دارد). از سوی دیگر در زمان ساسانی نیز با آن‌‌‌که استخر‌ـ جانشین پارسه‌ـ محل اصلی ساسانیان و جایگاه مذهبی و برگزاری آیین‌های دولتی (مثلاً تاجگذاری) بود، هیچ ‌گونه مرکزیت سیاسی نداشت. با این دلایل جشن ما هنوز نظریه آیینی‌ بودن تخت‌جمشید را مرجح می‌دانیم .


صفّه‌ پارسه


 تخت‌جمشید بر روی صفّه‌ای بنا شده است که کمی بیشتر از یکصدوبیست‌ وپنج‌هزار متر مربع وسعت دارد. خود صفه برفراز و متکی به صخره‌ای است که از سمت شرق پشت به کوه‌ مهر (= کوه رحمت) داده است و از شمال و جنوب و مغرب در درون جلگه مرودشت پیش رفته و شکل آن را می‌توان یک چهار ضلعی دانست که ابعاد آن تقریباً چنین است: 455 متر در جبهه غربی، 300 متر در طرف شمالی، 430 متر در سوی شرقی و 390 متر در سمت جنوبی کتیبه برزگ داریوش بر دیوار جبهه جنوبی تخت، صریحاً گواهی می‌دهد که در این مکان هیچ بنایی قبل از وی موجود نبوده است.


کارهای ساختمانی تخت‌جمشید بفرمان داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م آغاز شد. اول از همه می‌بایست این تخت بسیار بزرگ را برای برآوردن کوشک شاهی آماده سازند: بخش بزرگی از یک دامنه نامنظم سنگی را مطابق نقشه معماران، تا ارتفاع معینی که مورد نظرشان بود، تراشیدند و کوتاه و صاف کردند و گودیها را با خاک و تخته‌سنگ‌های گران انباشتند، و قسمتی از نمای صفه را از صخره طبیعی تراشیدند و بخشی دیگر را با تخته‌سنگ‌های کثیرالاضلاع کوه پیکری که بدون ملاط بر هم گذاشتند برآوردند و برای آن‌که این سنگ‌های بزرگ بر هم استوار بمانند آن‌ها را با بست‌های دم چلچله‌ای آهنی به هم پیوستند و روی بست‌ها را با سرب پوشانیدند (این بست‌های فلزی را دزدان و سنگ‌ربایان کنده و برده‌اند؛ تنها تعداد کمی از آن‌ها را بر جای مانده‌اند). این تخته سنگ‌ها یا از سنگ آهکی خاکستری رنگی است که از کوه و تپه‌های اطراف صفه استخراج می‌شده و یا سنگ‌های آهکی سیاهی شبیه به مرمر است که از کانهای مجدآباد در 40 کیلومتری غرب تخت‌جمشید می‌آورده‌اند. خرده سنگ‌ها و سنگ‌های بی‌مصرف حاصل از تراش و تسطیح صخره را نیز به درون گودها ریختند. شاید در همین زمان بوده است که با آب انبار بزرگ چاه مانندی در سنگ صخره و در دامنه کوه‌ مهر (= کوه رحمت) به عمق 24 متر کندند. 


پس از چند سال، صاف کردن صخره طبیعی و پر کردن گودی‌ها به پایان رسید و تخت هموار گشت. آن‌گاه شروع به برآوردن شالوده بناها کردند و در همان زمان دستگاه آب دَرکُنی تخت‌جمشید را ساختند بدین معنی که در دامنه آن قسمت از کوه رحمت که مشرف بر تخت است آبراهه‌هایی کندند و یا درست کردند، و سر این آبراهه‌ها را در یک خندق بزرگ و پهن، که در پشت دیوار شرقی تخت کنده بودند، گذاشتند تا آب باران کوهستان از راه آن خندق به جویبارهایی در جنوب و شمال صفه راه یابد و به دَر رَوَد. بدین‌گونه خطر ویرانی بناهای روی تخت‌ ناشی از سیلاب جاری از کوهستان از میان رفت، اما بعدها که این خندق پُر شد آب باران کوهستان قسمت اعظم برج و باروی شرقی را کند و به درون  محوطه کاخ‌ها ریخت و آن‌ها را انباشت، تا این که در هفتاد سال گذشته؛ باستان‌شناسان این خاک‌ها را بیرون ریختند و چهره بناها را دوباره روشن  ساختند. بر روی خود صفه، آبراهه‌های زیرزمینی کنده‌اند که از میان حیاط و کاخ‌ها می‌گذشت و آب باران سقف‌ها از راه ناودان‌هایی که مانند لوله بخاری و با آجر و ملاط قیر در درون دیوارهای ستبر خشتی تعبیه کرده بودند، وارد آبراهه‌های زیرزمینی می‌شد و از زیر دیوار جنوبی به دشت و خندقی در آن جا می‌رسید. هنوز قسمت‌هایی از این آبراه‌های زیرزمینی و ناودان‌های درون دیوارها را در گوشه‌و‌کنار تخت‌جمشید می‌توان یافت

[ دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ مبین صمدی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :